تبليغاتX
فانوس
فانوس
اینجا همیشه برای نگاه فانوسیست
نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/02/23 توسط فانوس |
مکان مهد کودک ، کلاس لگو

احمد که یه ماشین پرنده ساخته داره دور کلاس میدوه و بازی میکنه

آریا مشغول ساختن سازشه که احمد ویژژژژ روی آریا فرود میاد و خودش رو میندازه رو آریا

آریا خیلی آروم سازه شو بر میداره و کمی اونورتر میشینه و به احمد میگه

" این کارا اصلا در شأن تو نیست !"

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/12/27 توسط فانوس |

کاش چرخ زمان در دستان خودت بود

گاه سریع می چرخاندیش و گاه .....

آرامِ آرام

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/11/24 توسط فانوس |
 قبل نوشت :

این مطلب رو چندین ماه قبل نوشتم و ثبت موقتش کردم. 

دنبال یه زمان مناسب براش میگشتم اما از اون جایی که زمان مناسب انگار هیچ وقت نیومد همین الان میذارمش  


پدرانمان در جنگ چه زخم ها خوردند و همه نگران زخم بدن قهرمانانند و یا زخم دل زنی که شوهرش و دختری که پدرش آن چنان عمیق زخم خورد که ...

اما همه غافلند از زخم روح نسل پس ار ز جنگ، نوزادان موشکباران و قطع نامه.

تاریانه ی جنگ تا به اینجا هم کشیده شده و سر تازیانه چه شدتی دارد و چه دردی...

تاوان چه چیز را پس میدهیم نمیدانم.

خسته ام ، خسته از همه حرف های تکراری و از بدبختی 30 ساله ای که باید هر روز برایت مرور شود، حتی اگر هیچ ارتباطی به آن نداشته باشی حتی اگر سالها در امان باشی؛ آخر تازیانه سخت بر پیکرت می کوبد.

از همه ی جنگ ها بیزارم و از انسان های جنگ زده بیزار تر.

می خواهم توانم را یکجا جمع کنم ، جلوی تازیانه بایستم تا حتی صدای آن هم به گوش فرزندانم نرسد.

طراوت روح را باز پس خواهم گرفت.

نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/10/30 توسط فانوس |
  مادرانی که کودکان خردسال و حتی شیر خوار خود را از اولین ساعات صبح تا انتهایی ترین ساعات عصر به مهدکودک می سپارند تا به معیشت خود برسند چگونه توقع دارند چهل سال بعد فرزندانشان آنها را به خانه ی سالمندان نسپارند و به معیشت خود نرسند؟؟؟

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ