من دیگه حرفی ندارم
دلم گرفته بود، رفتم قرآن باز کردم.خیلی وقت بود اینجوری قرآن باز نکرده بودم.یعنی هی به خودم میگفتم مگه فال حافظه هی تا هر چی میشه میری قرآن باز میکنی و دنبال جواب سوالت یا عاقبت کارت میگردی.
اما این بار قرآن باز کردم
این جمله برام پررنگ شد انگار
از آنها به طرز شایسته ای صرف نظر کن (و آنها را بر نادانی هایشان ملامت ننما)
اما این بار قرآن باز کردم
این جمله برام پررنگ شد انگار
از آنها به طرز شایسته ای صرف نظر کن (و آنها را بر نادانی هایشان ملامت ننما)
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۶ ساعت 16:29 توسط فانوس
|