باور کنید این دو پست اخیر قرار نبود که این همه با هم فاصله ی زمانی پیدا کنند. اصلا از اول قرار بود یه پست باشند که من جداشون کردم تا خواندنش برای شما عزیزان راحتتر باشد.
مایی که فانوس باشیم نه اینکه دستان بسیار ظریف و نحیفی داریم سختمان است که موضوع یا مطلبی را بنویسیم یا تایپ بنماییم و بعد به اصلاح آن بپردازیم؛ بنابراین در همان مغز و فکر محترممان این کار را انجام میدهیم.(مغزم خیلی قویه
)
خلاصه این مطلب کلی در ذهن ما چرخ خورد و آب رفت وآب رفت تا ما به نتایج نهایی برسیم که چه بنویسیم ( بین خودمون باشه نصف چیزایی که میخواستم بنویسم یادم رفت
)
. تنبیه بدنی جزو لاینفک تربیت فرزند بوده وکتک زدن بچه ها از دوران گذشته و در همه جای دنیا مرسوم بوده هر جا به نحوی . در بسیاری از موارد دو کلمه ی تربیت و تنبیه مترادف بوده است و هر کس مقداری از تربیت کودک را به عهده میگرفته مسئولیت خطیر تنبیه بدنی او را هم میپذیرفته.
برای مثال پدر بنده تعریف میکنند که زمانی که در کلاس اول ابتدایی تحصیل مینمودند. معلمشان برای هر کدام از بچه های کلاس یکی از حروف الفبا را انتخاب کرده بودند و با آن حروف دانش اموزان را نام گذاری کرده بودند( تا اینجای مطلب میبینیم که معلم پیشرفته ای بوده و کلی خلاقیت از خودش نشون داده)
نام پدر بنده "غین" بوده. معلم از ایشان میپرسد : اسمت چیه؟ و پدر من چون تلفظ این حرف برایش سخت بوده نمیتواند آن را ادا کند و همین میشود که خانم معلم گرامی یک مداد لای انگشتان ایشان میگذارد و با تمام قوا فشار میدهد! ( آخه فکر کنید یه پسر بچه ی با نمک کلاس اولی، چطور دلش اومده ؟؟ لابد فکر میکرده که خیلی هم معلم خوبیه. البته من الان میفهمم که بابام چرا اینقدر غین هاش رو غلیظ ادا میکنه
)
حالا روی سخن من باشما پدرها ومادرهای حال و آینده است. آیا میدانید کتک زدن بچه برای ساکت کردن او یا فهماندن کار درست و غلط و یا هر چیز دیگر به چه قیمتی برای کودک شما تمام میشود؟؟؟
بچه هایی که به طور مداوم کتک میخورند* و کتک خوردن برنامه ی روتین زندگی این طفل معصوم ها میشود معمولا به دو روش این مسئله را بروز میدهند
1. یا گوشه گیرو منزوی ؛ تو سری خور و بله قربان گو میشوند
2. ویا به پرخاشگری و هنجارشکنی میپردازند و نمیتوانند هیچ قاعده و قانونی را تحمل کنند.
گاهی هم در هر مکان به نحو متفاوتی عمل میکنند
برای مثال دانیال که دانش آموز کلاس اول بود همیشه نظم کلاس رو به هم میریخت. توضیحش سخته که بگم چقدر برای ما دردسر درست میکرد و. چه رفتارهایی از خودش نشون میداد (هر چند در کل بچه ی بی ادبی نبود و من بسیار دوستش داشتم.)
یک روز مادر دانیال به مدرسه اومده بود تا در مورد عملکرد پسرش پرسو جو کنه .
همکار من بهش گفت که همه چیزش خوبه اما شیطنت ها و رفتار هاش ما رو عاصی کرده.
خیلی جالبه که مادر دانیال کلی تعجب کردو گفت که دانیال اصلا پسر شیطونی نیست تو خونه همش یه گوشه نشسته و حتی من باید بهش اصرار کنم تا بره بیرون و بازی کنه!
همکار من با ظرافت خاصی پرسید :تو خونه کتکش میزنید؟؟ _ من که نه ولی باباش بعضی وقتها خیلی کتکش میزنه!
مسئله ی خیلی مهم اینه که در هر دو گروه از بچه ها این عزت نفس هست که به شدت آسیب میبینه . عزت نفس یعنی احترام قائل شدن برای روح و بدن خود.
حالا اگه میخواید بگید که من نفسم از جای گرم بلند میشه و نمیدونم بچه داری چقدر سخته و آدم گاهی ممکنه کنترل خودشو از دست بده و.....
من براتون جواب دارم : وقتی تو مهد کودک کار میکردم گاهی بچه ها منو واقعا به مرحله ی جنون میرسوندن به طوری که گاهی دلم میخواست که بعضی هاشونو یه کتک مفصل بزنم تا دلم خنک بشه . اما از درون منفجر میشدم ولی اینکار رو نمیکردم( باور کنید که 90% مواقع وقتی از مهد بیرون می اومدم صورتم از شدت عصبانیت سرخ بود)
ولی واقعا چرا اینکار رو نمیکردم؟؟(جدا از آسیبی که برای بچه ها داشت)
چون اون بچه ها دست من امانت بودندو من در مقابل مهد و خانواده های اون بچه ها مسئول بودم. بچه های ما هم امانتی هستند که خدا در اختیار ما میذاره و ما خیلی خیلی در مقابل اونا مسئولیم.
دیدین بعضی از این پدر مادرها (مخصوصا پدرها) بچشون رو کتک میزنن و وقتی میگی چرا؟ میگن: " بچه ی خودمه دوست دارم کتکش بزنم" ( به خدا بچه مال نیست یه انسان کامله)
واقعا چرا اینجور آدم ها وقتی بچشون اسباب بازیشو خراب میکنه سرش فریاد میکشند:"چرا اسباب بازی تو خراب کردی! دیگه هیچی واست نمیخرم!"
وچرا وقتی بچه جواب میده: "اسباب بازی خودمه دوست دارم خرابش کنم" کاملا قانع نمیشند؟؟؟
* حالا من گفتم کتک مداوم به معنی این نیست که کتک گاه و بیگاه اشکال نداره ها!! کلا این گزینه ی کتک رو از تو ذهنتون حذف کنید.