مولک
سلام
اول باید از همه دوستانی که مطلب قبل را خواندند تشکر کنم.واقعا خیلی طولانی بود.به عنوان جایزه یه مطلب کوتاه دارم براتون.
این خاطره مربوط به12 13 سال پیش است.
ای داداش من که می یای وبلاگم ولی نظر نمیذاری یادته:
« با جمعی از دوستانمون رفته بودیم پیک نیک وقتیکه تو طبیعت قشنگ، زیر اندازو پهن کردیم ونشستیم.داداش جان که اون موقع 7، 8 سالش بود با وحشت فریاد زد ماااااااااااااااااااااااااااااار! همه از جاشون پریدند.داداش جان گفت «مولک» بعد همه دیدیم که یه کرم نه چندان بزرگ اومده روی زیر اندازمون»
خب تقصیر دادشی چیه؟ از بس چندشش شده بوده اسم کرم یادش نیومده. گفته مار بعد دیده نه بابا این ماره خیلی کوچولو هست گفته مولک!
هنوزم وقتی لحن مااااااااااااااااااااااااااار چند ثانیه مکث و مولک گفتنش یادم می یاد کلی خندم میگیره!
اینم یه پست کوتاه!
خوب بید؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۲۸ ساعت 16:16 توسط فانوس
|