و من از همه عالم دلگیرم
و خدایی که در این نزدیکی ...؟
از سر بندگی می گویی چشم.
پس دنبال وعده ها میگردی
چنین کنید تا چنان شود
چنین میکنی و چنان نمیشود که نمیشود
به کدامین گناه ...
و صبر که تمام توانت را گرفته
و مرگ که هر جور حساب میکنی باز هم معنی اش فقط اسفل و سافلین هست
داری میری ، فکر میکنی راه درسته و خوشحالی یه جایی میفهمی راه اشتباهه غمگین میشی دنبال راه درست میگردی به هر کوره راهی سرک میکشی یه ذره پیش میری و برمی گردی یهو یه جا یه راه میبینی که مطمئن میشی درسته تا نفس داری میدوی تا زودتر به مقصد برسی می دوی و میدوی ومیدوی ....
نفست کم میاد صبر میکنی دو رو برت رو نگاه میکنی میبینی بیشتر گم شدی پشت سرت رو نگاه میکنی و حتی نمیدونی از کدوم راه برگردی
حالا فقط غمگین نیستی زخمی و تکه پاره ای و یه جای خالی هم تو قلبت داری
جای خالی یه آرزو که نزدیک بود واقعی بشه یا حداقل تو فکر میکردی نزدیکه که واقعی بشه
از سر بندگی می گویی چشم.
پس دنبال وعده ها میگردی
چنین کنید تا چنان شود
چنین میکنی و چنان نمیشود که نمیشود
به کدامین گناه ...
و صبر که تمام توانت را گرفته
و مرگ که هر جور حساب میکنی باز هم معنی اش فقط اسفل و سافلین هست
داری میری ، فکر میکنی راه درسته و خوشحالی یه جایی میفهمی راه اشتباهه غمگین میشی دنبال راه درست میگردی به هر کوره راهی سرک میکشی یه ذره پیش میری و برمی گردی یهو یه جا یه راه میبینی که مطمئن میشی درسته تا نفس داری میدوی تا زودتر به مقصد برسی می دوی و میدوی ومیدوی ....
نفست کم میاد صبر میکنی دو رو برت رو نگاه میکنی میبینی بیشتر گم شدی پشت سرت رو نگاه میکنی و حتی نمیدونی از کدوم راه برگردی
حالا فقط غمگین نیستی زخمی و تکه پاره ای و یه جای خالی هم تو قلبت داری
جای خالی یه آرزو که نزدیک بود واقعی بشه یا حداقل تو فکر میکردی نزدیکه که واقعی بشه
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۵/۲۲ ساعت 8:4 توسط فانوس
|