اون روزیا که روز زن بود!
مگه پسر صغری خانم نبود افسردگی شدید داشت زن که گرفت خوب شد . خوب آره دختره هم چند ماهی بستری شد بیمارستان روانی الانم فکر کنم هنوز دارو بخوره بعد ده سال! دختره عیب و ایراد داشت از همون اول فکر کنم پسر دست گل صغری خانم هم این مریض کرد! حالا بگذریم الان که دارن به خوبی و خوشی زندگیشونو می کنن سه تا بچه هم دارند زندگی شون محکم! محکم!
آره راست میگی پسر کبری خانمم بعده زن گرفتن خیلی خوب شد.اون که...... استغفرالله... خوب نیازه انسانه دیگه وقتی زن نداره مجبوره از یه جا تامین بشه دیگه .حالا که دیگه گذشته....آره منم چند بار شنیدم که میگفتن با چند تا زن دیدنش ولی باور نکن آخه یه مرد زن دار با دو تا بچه کوچیک از این کارا میکنه؟؟ آره اون زن دیوونشم یه چیزایی می گفت. از بد جنسیشه البته بین خود مون بمونه میگن دختره مریضی سوءظن داره .آره دیگه وگرنه پسره خیلی سر به راست!
باشه پس کجا بریم خواستگاری ! چی دختر اکبر آقا نه اصلا میدونی که با پسر من هم دانشگاهیه ! پسرم تعریف میکنه که یه روز با همین چشمای خودش دیده که دختره داره بر وبر تو چشمای یکی از پسرای هم کلاسیش نگا میکنه و با هم حرف می زنن آآآآآآآآآآآره معلوم نیست دختره چی کارس
دختر اصغر آقا به نظرم خوب بود ولی چند روزی رفتم تو نخش .انگار دختره افسردس! یه جوری یه بار خودم دیدم که داره گریه میکنه. آره به درد این پسره نمیخوره!
خوب پس می مونه.... ولی اونم قیافه نداره . همه چیش خوبه ها ولی همچین یه هوا زیادی چاقه
............
آری از ماست که بر ماست. خیانتی که هر زن به جامعه زنان میکند بیشتر از خیانتی است که مردان به جهان کرده اند.
وقتی پسرمون هر مشکلی داشته باشه میگیم «بریم براش زن بگیریم.» (بروزن سیب زمینی بگیریم ).زن در این جمله نشانی از موجودیت دارد؟؟ فکر نمیکنیم که بر سر آن دختر بیچاره چه می آید؟ من میگویم برایتان: آن دختر شوهری دارد مشکل دار و بعد پسر دار میشود. این پسر پدری دارد مشکل دار .برای رهایی زن میگیرد. و مادرش حال عروسی دارد که شو هری مشکل دار دارد و نوه هایی که پدری مشکل دار دارند و .....تا چند صد سال می خواهیم به این روش ادامه دهیم؟؟
راه حل را نمیدانید؟ ابتدا انسان باید سالم باشد وبعد ازدواج کند تا به کمال برسد.
وقتی شوهرمان به اصطلاح بچه ننه است میگوییم: صبر کن پسر دار بشم اونوقت همچین پسرم رو بچه ننه بار می یارم که بیا و ببین.
وقتی از دست مادر شوهرمان آزرده خاطر میشویم میگوییم: بالاخره منم یه روز مادر شوهر میشم دیگه اونوقت میدونم چی کار کنم.
دامادمان تاج سر است و عروسمان کلفت تازه نفس.!
شنیده ام که جمعی از زنان دوم وبلاگ دارند و دور هم صفا میکنندو به هم میگویند که ما حق داریم قسمتی از شوهر دیگران را مال خود کنیم.(در اکثر موارد زن اول بیچاره هم از وجود هووی خود کاملا بی اطلاع است)شما شایسته اسم زن نیستید ...
شرم بر من باد که با شما در یک دسته بندی قرار میگیرم.
راستی مردان جنس اولند نه! ولی چه کسی آنها را جنس اول کرد!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟